تبليغاتX
من و قلم

ورود به حوزه جمهوری آذربایجان، در حقیقت ورود به حوزه قرنطینه سیاسی است. دولت به ظاهر منتخب اما با لایه های پنهان و آشکار سکولاریزم و دیکتاتوری، برای اثبات بندگی خود به غرب، از یک سو فریادهای حق طلبانه و ازادی خواهانه مسلمانان را با شیوه های استالینی سرکوب می کند و از سوی دیگر برنامه ها و فستیوالهای مبتذل مانند یوروویژن – که حتی برخی از کشورهای غربی هم از برگزاری آن اجتناب کرده اند- با پشتیبانی کلان مالی و امنیتی برگزار می کند. مردم آذربایجان هم که برای تامین ابتدائیات زندگی خود با مشکلات عمده ای مواجه اند و حتی برای ابتدایی ترین امور درمانی خود باید به کشورهای همسایه مراجعه نمایند، باید ننگ این فستیوال را بر دوش کشند.گذر تاریخ در آذربایجان به مقطعی رسیده است که دولت این کشور، در برابر ملت خود ایستاده است تا صورت مسئله حقایق را پاک کند و با جایگزینی فساد و وادادگی به جای غیرت و مبارزه، ضعفها و مفاسد و ابتذال خود را موجه جلوه دهد. دولت آذربایجان می خواهد مسلمان آذربایجانی به جای اندیشیدن درباره چرایی ناتوانی دولت کشورش در بازپس گیری ۲۰ درصد از خاک کشورشان-قره باغ، بجای اندیشیدن درباره چرایی گسترش فقر و فساد در کشور، بجای اندیشیدن درباره چرایی نفوذ صهیونیزم در لایه های حاکمیتی سرزمینشان و … گرفتار دنیازدگی، هوس رانی و خودباختگی شوند تا مبادا اعتراضی از گوشه ای بلند شود و خواب راحت شهوت آلود حاکمان خودباخته را بر هم زند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در دوشنبه یکم خرداد 1391 و ساعت 7 قبل از ظهر |

تحکیم پایه های صهیونیستی – آمریکایی استعمار در جمهوری آذربایجان، اسلام ستیزی و مردم فریبی دولت این کشور را وارد مرحله جدیدی کرده است که می توان آن را سیاست علنی سازی اسلام ستیزی دانست. با افزایش نفوذ چنین استعماری، عمق وادادگی دولت آذربایجان نیز افزایش یافته است. دولتی که با وجود عجز و ناتوانی مطلق در آزاد سازی قره باغٰ، در عرصه اسلام ستیزی، چنان مستبدانه عمل می کند که تمام نمادها و نمودهای اسلامی را با کینه و نفرت، قلع و قمع می نماید و نمادها و نمودهای سکولاری و صهیونیستی مانند یوروویژن و ... را با هزینه های هنگفت پشتیبانی می نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 و ساعت 10 بعد از ظهر |

دستور کار مجلس با موضوع سوال از رئیس جمهور شروع شد و آقای مطهری به عنوان نماینده سوال کنندگان پشت میکروفون رفت. و به قول خود اقای مطهری ٰ این سوال برای نمایش مردم سالاری و برای شاد کردن دل مردم و رهبر و بیان رودرروی حرفهای دولت و مجلس بود نه برای تخریب چهره رئیس جمهور یا ایجاد تصویر بدبینانه. سوالات در ده محور عدم تخصیص قانون تسهیلات برای متروی کلانشهرها،‌ تشکیک در ایجاد 1600000 فرصت شغلی، عدم اختصاص سهم بخش تولید در هدفمندی یارانه ها، مقاومت یازده روزه دربرابر حکم حکومتی رهبر، نظر ایشان در مورد در راس امور نبودن مجلس، چگونگی تخصیص بودجه فرهنگی، عزل وزیر امورخارجه در سفر خارجی، تعلل در معرفی وزیر ورزش، موضع رئیس جمهور در مورد عفاف و حجاب و مکتب ایرانی بود.پاسخهای رئیس جمهور به این محورها از جنبه های مختلفی قابل بررسی و تحلیل می باشد. اما توجه به چند نکته بسیار حائز اهمیت می نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 و ساعت 3 بعد از ظهر |

صبح چهارم اسفند ماه ۱۳۹۰ صبح پر از رنگ و غوغایی بود که آغاز یک آزمون بزرگ را نوید داد. انقلاب اسلامی مرحله بلوغ دیگری را آغاز کرد.

مردم شایستگان خانه ملت را از بین رنگها و غوغاها خواهند گزید تا مجلسی بر اساس شور و شعور ملتی انقلاب کرده و ایستاده، تشکیل شود. مجلسی که در آن مردم از روز اول گشایش مجلس تا آخرین روز آن، مهمند. مجلسی که نمایندگان آن، به شعور صاحبان حقیقی انقلاب باور دارند.

کیفیت و کمیت تبلیغات کاندیداهای نمایندگی مجلس، تصویری از کیفیت و کمیت انقلابی بودن آنهاست. تصویری که صحنه ی قضاوت مشخصی را در مقابل ذهنها و چشمهای آگاه می گشاید. استفاده از پدیده های هیجانی و گذرا و یا تکیه بر پارادایمهای قومی و اختلاف آنگیز یا تحقیر شخصیت سیاسی و شعورمخاطبان از طریق برخی شیوه های تبلیغی، نشانه روشنی بر تهی بودن محتوای انقلابی و اعتقادی ذهن و قلبی است که تلاش می کند با نفوذ در خانه ملت، اریکه ای از جنس قدرت برای خود بسازند تا پازلهای یکه تازی و رانت خواری خود را تکمیل نماید. عرصه رقابت بین کاندیداهای انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی چند سوال اساسی را در ذهن هر بیننده آگاهی ایجاد می کند که با گذر از پرده بی خیالی یا رودربایستی، گزینشی معقول و عادلانه را رقم می زند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در پنجشنبه چهارم اسفند 1390 و ساعت 10 بعد از ظهر |

مردم سالاری واژه ای است که در عبور از بسترهای گوناگون اندیشه، تعاریف مختلفی می یابد و در پیوند با جمهوریتٰ بنیانهایی را شکل می دهد که هم می تواند رو به کمال گراید و هم رو به انحطاط.

تعاریفی که روشنفکران غربی زخم خورده از کلیساهای دگم زده و تاریک قرن 15 تا روشنفکران معاصرشان از مفهوم جمهوریت و مردم سالاری کرده اند و روشنفکران داخلی ما نیز آنها را تقریظ نموده اند، عمدتا بعد از گذار از دالانهای فلسفی پیچیده ماهیت واحدی دارد و آن مردم سالاری و جمهوریتی گزینشی است که سود و منفعت حرف اول را می زند. در چنین گفتمانی افکار عمومی تنها زمانی می تواند مفید به فایده باشد که جهت دهی شده، قابل کنترل و هم مسیر با منافع و محاسبات مادی باشد.

جریان به اصطلاح آزادی که در جوامع غربی توسط کارخانه های افکارسازی مونتاژ می شود و ذهن و روح انسان غربی را با دیکتاتوری ماده به موجود بی ثبات و آزمایشگاهی تبدیل می کند جریانی است که نمی تواند مفهوم واقعی مردم سالاری یا جمهوریت را ادراک نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 و ساعت 0 قبل از ظهر |

پابرهنه ها، تا آخرایستاده ها، و حتی کنارایستاده ها هم آمده بودند. نسل سوم و نسل چهارم هم آمده بودند تا معادله های واژگون را سراسیمه تر سازند. شعارها بوی شهادت می داد و خون. گامها امتدادی بینهایت را می پیمودند و مشتها سنگینی غریبی داشتند تا هم شیطان را سنگسار کنند و هم بالانشینهای خسته از ایستادگی و دل زده از خوشی را تکانی دهند. مادرها آمده بودند با شیرخواره هاشان. پدرها آمده بودند با دخترها و پسرهایشان تا نسلی دیگر از جنس مبارزه، زاده شود. همه آمده بودند تا گزینه های روی میز بر زمین ریزند.

صدای پای پیرمردها صدای تاریخ بود و بوی نفس جوانترها بوی جهاد.

باز هم همه آمده بودند. مثل همیشه تا باز هم بالانشینهای خواب زده را نهیبی زنند که سری به وصیت نامه مراد قلبها- خمینی کبیر- بزنید و پای مکتب امام خامنه ای زانوی ادب زمین زنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در شنبه بیست و دوم بهمن 1390 و ساعت 9 بعد از ظهر |

معاهده گلستان، عهدنامه ترکمنچای، قرارداد 27 اکتبر 1841 انگلیس، قرارداد رویترز، پیمان آخال، امتیاز بانکهای شاهنشاهی و استقراضی، قرارداد نفتی ویلیام ناکس دارسی، قرارداد 1907، قرارداد کاکس، کودتای 28 مرداد1332، نفوذ گسترده مستشاران آمریکایی در ارتش و اطلاعات ، حق کاپیتالاسیون و ... معاملاتی بودند که نظام سلطه در طی صدها سال با ملت ایران انجام دادند. ملتی که تحت استبداد دولتهایی دست نشانده -که فقط با اجازه سفرای آمریکا و انگلیس و روسیه توان اظهار وجود داشتند- ناتوان و توسری خور شده بود. اما امروز و در سال 2012 معاملات به گونه ای دیگری است. ترور، تحریم، تطمیع و سردرگمی چهار شکل جدید معامله نظام سلطه با ملتی است که این بار در موقعیت بدر و خیبر است. شکل اول این معاملات حاصل نوعی خوی سلطه گری و قلدر مابی و اشکال اخیر آن حاصل نوعی عجز و ناتوانی است. و تاریخ گواه این مدعاست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در سه شنبه چهارم بهمن 1390 و ساعت 5 بعد از ظهر |

بازی به ظاهر دو سر طلای خانه سینما در زمین خواسته های صنفی و جریان انحرافی نوعی فرافکنی سیاسی دربرابر صدها سوال بی پاسخ است. هر چند برخی ها حتی در کسوت نمایندگی مجلس تلاش می کنند تا در دالانهای بدبینی ذهنشان، اقدام دولت در تعطیلی خانه سینما را نوعی بازی سیاسی بنمایانند - کسانی که در فرارها و بازیهای سیاسی بدیهی مانند عدم تصویب کارآمد طرح نظارت بر عملکرد نمایندگان، ذهنشان تعطیل بود – و هرچند برخی از چهره های انقلابی سینما و تلویزیون هم خانه سینما را پاتوق خود کرده باشند، چیزی از اهمیت مطلب و لزوم اقدام موثر در قبال این خانه نمی کاهد و تغییر نمی دهد.

خانه امن ارواح سلطنت طلب و چهره های ابتذال آفرین و فتنه انگیز نه تنها باید از پای بست خرابش ویران شود بلکه باید پاسخگوی صدها سوالی باشد که ذهن هر انسان انقلابی را می آزارد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در سه شنبه بیستم دی 1390 و ساعت 11 قبل از ظهر |

حاشیه گزینی، عدم تخصص یافتگی یا به حاشیه رانده شدن نیروهای انقلاب در عرصه سینما، سینمایی با ابتذال پیدا و پنهان ایجاد نموده است که سبب حاکمیت نوعی تفکر پدرسالارانه در پشت دوربین ها و میزهای کارگردانی چه در حوزه سینمایی و چه در حوزه تلویزیونی شده است. به جز چند اثر تلویزیونی و سینمایی انگشت شمار هنوز موضع گرایی بر روح سینما و تلویزیون سیطره دارد و دوربین ها و اتاق های فکر ما هنوز نتوانسته اند به سمت روندگرایی و انقلابی گری حرکت کنند.
اگر امروز سی و چند سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی می بینیم که تلویزیون ما واقعه عظیم عاشورا را  فقط در حد شفا دادن یک بیمار که در شب تاسوعا یا عاشورا از کوما خارج می شود و چشم هایش را باز می کند، پایین می آورد اما نظام لیبرال سرمایه داری یک سرباز عادی را که در جنگ جهانی یعنی در یک غارت و چپاول بین المللی شرکت نموده است را به چهره ای جهانی تبدیل می کند بدون رودربایستی باید گفت که ما هنوز تخصص انقلابی بودن در حوزه سینما و تلویزیون را نداریم. نبود تخصص انقلابی بودن و انقلابی ماندن سبب می شود تا اصیل ترین و ناب ترین سوژه ها به سوژه هایی مرده، محلی و محدود تبدیل شوند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در دوشنبه پنجم دی 1390 و ساعت 6 بعد از ظهر |

فشارها و محدودیتهایی که صاحبان حقیقی آن سوی ارس آن را تحمل می کنند دوران گذاری است که در اثر دست اندازی نظام سلطه ایجاد شده است. سرزمین شیعه نشین آذربایجان که همواره در کشاکش سیاستهای توسعه طلبانه شرق و غرب، به میدان تاخت و تاز سیاسی تبدیل شده بود، امروز در اثر نفوذ آمریکا و اسرائیل، عملا برخلاف هویت حقیقی خود، شکل پذیرفته است.

شیعیان آذربایجان که جمعیتی بالغ بر هشتاد درصد را شامل می شوند، اسیر سیاستهای دولتی سکولار و صهیونیست زده شده اند. آذربایجانی که سیلی سیاستهای وابسته و سکولار دولتی از یک سو و حضور و نفوذ آمریکا و صهیونیستها از سوی دیگر، بغضی سنگین بر سینه آن تحمیل نموده است، می رود تا به پایگاهی استراتژیک برای آمریکا و اسرائیل تبدیل شود و موازنه قدرتی را شکل دهد که از طریق سرکوب افکار عمومی در داخل و تهدید امنیت همسایگان، جایگزین کشورهای آزاد شده در جریان بیداری اسلامی باشد. موازنه قدرتی که می تواند از یک سو سیاستهای روسی را در جغرافیای موزائیک اقوام با بن بست مواجه سازد و از سوی دیگر قدرت برتر منطقه یعنی ایران را تهدید نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مهدی خرمی(میثم ایرانی) در سه شنبه بیست و دوم آذر 1390 و ساعت 10 بعد از ظهر |