ورود به حوزه جمهوری آذربایجان، در حقیقت ورود به حوزه قرنطینه سیاسی است. دولت به ظاهر منتخب اما با لایه های پنهان و آشکار سکولاریزم و دیکتاتوری، برای اثبات بندگی خود به غرب، از یک سو فریادهای حق طلبانه و ازادی خواهانه مسلمانان را با شیوه های استالینی سرکوب می کند و از سوی دیگر برنامه ها و فستیوالهای مبتذل مانند یوروویژن – که حتی برخی از کشورهای غربی هم از برگزاری آن اجتناب کرده اند- با پشتیبانی کلان مالی و امنیتی برگزار می کند. مردم آذربایجان هم که برای تامین ابتدائیات زندگی خود با مشکلات عمده ای مواجه اند و حتی برای ابتدایی ترین امور درمانی خود باید به کشورهای همسایه مراجعه نمایند، باید ننگ این فستیوال را بر دوش کشند.گذر تاریخ در آذربایجان به مقطعی رسیده است که دولت این کشور، در برابر ملت خود ایستاده است تا صورت مسئله حقایق را پاک کند و با جایگزینی فساد و وادادگی به جای غیرت و مبارزه، ضعفها و مفاسد و ابتذال خود را موجه جلوه دهد. دولت آذربایجان می خواهد مسلمان آذربایجانی به جای اندیشیدن درباره چرایی ناتوانی دولت کشورش در بازپس گیری ۲۰ درصد از خاک کشورشان-قره باغ، بجای اندیشیدن درباره چرایی گسترش فقر و فساد در کشور، بجای اندیشیدن درباره چرایی نفوذ صهیونیزم در لایه های حاکمیتی سرزمینشان و … گرفتار دنیازدگی، هوس رانی و خودباختگی شوند تا مبادا اعتراضی از گوشه ای بلند شود و خواب راحت شهوت آلود حاکمان خودباخته را بر هم زند.
ادامه مطلب

